هر بار که یک کارگر سقوط میکندفقط به یک خبر تبدیل میشود
کارگران ساختمانی در سختترین شرایط سازههای زندگی شهری را بالا میبرند. آنها هر روز با خطر روبهرو میشوند،اما در بیشتر موارد دیده نمیشوند. وقتی حادثهای رخ میدهد وکارگری سقوط میکندجامعه فقط یک خبر را می شنوند .
رسانهها معمولا این اتفاقات را ثبت میکنند اما این خبرها کمتر به موضوعی جدی در گفتوگوهای عمومی تبدیل میشوند. مسئله اینجا است که سقوط یک کارگر نشانهای است از شرایطی که نیاز به توجه بیشتر دارد. مسئولانی که در حوزههای مرتبط تصمیمگیری میکنند باید بدانند هر حادثهزنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود.
سقوط یک کارگر زحمتکش ممکن است یک خانواده را دچار بحران کند. نانی که دیگر بر سر سفره نمیآیدپدری که دیگر برنمیگردد. فرزندی که چشم به راه میماند. اینها پیامدهایی هستند که در هیچ گزارشی به آنها اشاره نمیشوداما واقعیت دارند.
شاید نتوان همه حوادث را پیشبینی یا از آنها جلوگیری کرد اما میتوان نسبت به آنها بیتفاوت نبود. رسانهها میتوانند با عمق بیشتری به این موضوعات بپردازند و از تکرار بیصدای آنها جلوگیری کنند. مسئولان هم میتوانند به جای عبور از کنار این تیترها آنها را نشانهای برای اصلاح و رسیدگی ببینند.
اگر حتی یک حادثه کمتر رخ دهد یعنی یک زندگی کمتر از هم میپاشد. همین، میتواند نقطهی شروعی برای تغییر باشد.
در پایان یک یادآوری تلخ عصر امروز نیز یک کارگر از ساختمان نیمهکارهای سقوط کرد. امیدواریم این آخرین خبری باشد که درباره چنین حوادثی میشنویم.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0