ویترین های خاموش ؛

چگونه انفعال یک واحد کل دستگاه را زیر سوال می برد

روز روابط عمومی سپری شد و بر اساس رسم ادب و اخلاق پیام‌های تبریک نثار همه‌ی فعالان این عرصه شد چه آن‌ها که در خط مقدم اطلاع‌رسانی مجاهدت می‌کنند و چه آن‌ها که صرفا نام این مسئولیت را یدک می‌کشند. اما اکنون که تب و تاب تبریک‌ها فرونشسته زمان نقد منصفانه فرا رسیده است.قبل از شروع لازم به گفتن است که این یادداشت یک گلایه شخصی نیست بلکه یک بررسی حرفه‌ای درباره حقی است که از مردم و سازمان‌ها ضایع می‌شود.

 

واقعیت این است که روابط عمومی در یک دستگاه اجرایی تنها یک واحد اداری نیست بلکه نبض اعتماد میان مردم و حاکمیت است. در این میان باید مرزی روشن ترسیم کرد ما متخصصان دغدغه مندی داریم که با کمترین امکانات بزرگترین پل‌های ارتباطی را می‌سازند و حسابشان از نگاه این نوشتار جداست. اما سخن از بخشی است که با (تنبلی)(بی‌انگیزگی) و (انفعال) عملا به سدی در برابر دیده شدن خدمات تبدیل شده‌اند.

 

در شرایطی که جامعه تشنه‌ی امیدآفرینی واقعی است بسیاری از بدنه ادارات و مدیران میانی زیر فشار کاری مضاعف خدماتی شایسته ارائه می‌دهند اما به دلیل ضعف ساختاری و رکود در روابط عمومی مربوطه این تلاش‌ها در نطفه خفه می‌شود. وقتی روابط عمومی یک مجموعه منزوی باشد نه تنها زحمات شبانه‌روزی همکارانش را به باد می‌دهد بلکه با سکوت خود بستر را برای قضاوت‌های ناعادلانه و نارضایتی مردم فراهم می‌کند. این سکوت در لایه‌های لرزان افکار عمومی به معنای بی‌عملی تعبیر می‌شود و این بزرگترین آسیب به سرمایه اجتماعی است.

 

اما خطاب به مدیرانی که مسئولیت مستقیم ابقای افراد ناکارآمد را بر عهده دارند باید صراحتا سخن گفت. مدیری که اجازه می‌دهد یک مهره‌ی منفعل و بی‌انگیزه در صدر حساسترین واحد ارتباطی‌اش بماند در این بی‌عدالتی شریک است. ابقای افرادی که توان تبیین ندارند و در لاک تنبلی فرو رفته‌اند ظلمی مضاعف است هم ظلم در حق مردمی که از دریافت اخبار امیدوارکننده محروم می‌شوند و هم ظلم در حق دستگاهی که اعتبارش فدای رفاقت‌ها یا ملاحظات مدیریتی برای حفظ افراد کم بازه می‌شود.

 

حقیقت تلخ این است که اگر مدیران این‌گونه افراد را در مسند کار بگذارند و بمانند خود آن‌ها مقصر اصلی بدبینی مردم نسبت به آن اداره هستند. روابط عمومی پویا اسلحه مدیر برای میدان خدمت است مدیری که اسلحه را به دست فردی ناتوان می‌دهد پیشاپیش بازنده‌ نبرد جلب رضایت مردم است.

 

امید با حرف بی عمل ساخته نمی‌شود اما خدمات واقعی هم بدون بیان درست در ذهن مردم نمی‌نشینند. وقت آن رسیده است که تعارفات اداری کنار گذاشته شود. برای صیانت از زحمات هزاران کارمند مخلص و برای احترام به حق آگاهی مردم باید نگاه‌های فرسوده و تنبل از روابط عمومی‌ها رخت ببندند. مدیریت هوشمند یعنی جراحی بخش‌های بی‌اثر برای نجات کل مجموعه پیش از آنکه سکوت یک واحد فریاد اعتراض یک جامعه را برانگیزد.

 

در پایان مجددا به روابط عمومی‌های کاردان و فعال تبریک می‌گوییم و برایشان آرزوی پیشرفت روزافزون دارم. امیدوارم با کنار رفتن روابط عمومی‌های بی‌انگیزه و ناکارآمد شاهد حضور افراد شایسته و تازه‌نفس در این جایگاه های کلیدی باشیم.