تیر روز دختر نبوده و نیست!!!
این روزها شبکههای اجتماعی به ویژه اینستاگرام، روبیکا و … فقط محل باز نشر مناسبتها نبودهاند بلکه به تدریج به “تولیدکننده مناسبت”تبدیل شدهاند، یک مدل تقویم سازی دیجیتال!!! نمونههایی مانند تعیین تاریخهایی غیر رسمی بهعنوان روز دختر (مثل ۵ تیر) نشان میدهد که ما وارد مرحلهای شدهایم که در آن تقویم اجتماعی امروزه صرفا توسط نهادهای رسمی یا اجماع فرهنگی شکل نمیگیرد بلکه توسط الگوریتمهای توجه و منطق تولید محتوا باز نویسی میشود.
در این میان لازم است یک تفکیک روشن انجام شود: در ایران و در سطح جهانی، روز دختر دو مرجعیت رسمی و شناختهشده دارد. نخست، در ایران، روز دختر همزمان با ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) در تقویم قمری گرامی داشته میشود که هر سال در تقویم شمسی تاریخ متفاوتی دارد. این مناسبت ریشه در یک سنت مذهبی و فرهنگی تثبیت شده دارد و از سوی نهادهای رسمی نیز به رسمیت شناخته شده است.
دوم، در سطح بینالمللی در تاریخ ۱۱ اکتبر، معادل حدودی ۱۹ مهرماه در تقویم شمسی توسط سازمان ملل متحد نامگذاری شده است. این روز با هدف توجه به حقوق، آموزش و توانمندسازی دختران در سطح جهانی تعریف شده و پشتوانه نهادی و بینالمللی دارد.
بنابراین از منظر تقویمی و نهادی ما با دو مرجع رسمی مواجه هستیم: یکی در بستر فرهنگی و دینی ایران و دیگری در سطح جهانی! خارج از این دو سایر تاریخگذاریها فاقد پشتوانه رسمیاند و عمدتا در حوزه فرهنگ دیجیتال شکل میگیرند.
اما مسئله مهمتر صرفا خطای تقویمی نیست، بلکه تغییر ساز و کار تولید معناست. در فضای شبکههای اجتماعی، مناسبتها به تدریج از یک حافظه جمعی پایدار به یک ابزار تولید محتوا تبدیل شدهاند. در این منطق جدید یک تاریخ نه به دلیل اهمیت تاریخی یا نهادی بلکه به دلیل ظرفیت وایرال شدن و قابلیت استفاده در تبلیغات یا ایجاد موج احساسی برجسته میشود.
در چنین شرایطی، پدیدهای شکل میگیرد که میتوان آن را /سیال شدن تقویم اجتماعی/ نامید. جایی که مرز میان رسمی و غیر رسمی، واقعی و ساختگی و نهادی و بازاری کمرنگ میشود. نتیجه این وضعیت، نوعی آشفتگی معنایی است: مخاطب دیگر بهسادگی نمیتواند تشخیص دهد کدام مناسبت ریشه در اجماع اجتماعی دارد و کدام صرفا محصول یک کمپین یا ترند دیجیتال است.
این وضعیت پیامدهای مهمی دارد. نخست، باعث تضعیف مرجعیت نهادهای رسمی در تعیین مناسبتهای جمعی میشود. دوم، امکان شکلگیری /انتظارات اجتماعی ناپایدار/ را افزایش میدهد، به این معنا که در افراد ممکن است بر اساس مناسبتهای غیررسمی، توقعات عاطفی یا اجتماعی شکل بگیرد که پشتوانه فرهنگی تثبیت شده ندارند. سوم، حتی مناسبتهای مهم و تثبیت شده مانند روز مادر، روز پدر یا روز دختر رسمی نیز ممکن است در معرض باز تعریفهای موازی و رقابتی قرار بگیرند.
از این منظر، مسئله فقط درست یا غلط بودن یک تاریخ نیست بلکه تغییر ساختار تولید تقویم اجتماعی است. اگر در گذشته تقویم یک امر نسبتا ثابت و نهادی بود، امروز در حال تبدیل شدن به یک فضای رقابتی برای جلب توجه است. فضایی که در آن، مناسبتها نیز مانند محتوا باید دیده شوند تا وجود داشته باشند.
در نهایت، آنچه با آن مواجه هستیم نه صرفا چند تاریخ اشتباه در شبکههای اجتماعی بلکه نشانهای از یک تحول عمیقتر است. ورود تقویم اجتماعی به منطق اقتصاد توجه جایی که حتی زمان نیز میتواند به محصولی برای تولید محتوا و تعامل تبدیل شود. بنابراین بیشتر از هر زمان ضرورت آگاه سازی اجتماعی، سواد رسانه ای، تولید محتوای درست و … با یاری خود رسانه ها و مراجع رسمی احساس می شود.




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0