حقیقتی که در برش چندثانیهای گم شد
.
من به عنوان خبرنگاری که از لحظه ورود معاون اجرایی رئیسجمهور به استان ایلام از استقبال در فرودگاه بازدید از پروژهها، نشستها و دیدارها تا آخرین مصاحبه در دفتر استاندار حضور داشتم وظیفه خود میدانم روایت کامل ماجرا را بیان کنم.
واقعیت این بود که بعد از پایان بازدید از شهرک صنفی و ارائه گزارش رئیس شهرک صنعتی و صحبتهای رئیس اتاق زمانی که دکتر قائم پناه قصد سوار شدن به خودرو را داشت، مردی میانسال جلو آمد و گفت:
آقای دکتر من هم مستأجر خانه هستم و هم مستأجر کارگاه. زمینی که سال ۹۵ متری ۷۵ هزار تومان به ما واگذار شده اما توان ساخت آن را ندارم. سود وام بالاست و ضامن هم ندارم.
او درخواست داشت سود تسهیلات کمتر شود یا شرایط دریافت آن آسانتر باشد و حتی بدون ضامن وام به او تعلق گیرد.
دکتر پناه با حوصله توضیح داد که این تسهیلات بر اساس مصوبه دولت و از محل منابع داخلی بانکها پرداخت میشود و امکان تغییر آن در همان لحظه وجود ندارد.
گفتوگو تمام شد با احترام خداحافظی کرد و داخل خودرو نشست.
آن شهروند دوباره گفت: انتظار داشتم شما بالاخره برادر ما هستید و یک کاری برایمان انجام بدهید.
پاسخ شنید: برادر من، من نمیتوانم کاری را که از دستم برنمیآید به شما قول بدهم. قولی که نتوانم انجام بدهم، قول دروغ است.
این جمله نه بیاحترامی بود و نه بیتفاوتی بلکه پرهیز از دادن وعدهای بود که امکان تحقق آن وجود ندارد.
حتی زمانی که آن شهروند دوباره برای ادامه صحبت جلو آمد احمد کرمی استاندار در خودرو را نگه داشت در دوباره باز شد و محافظان اجازه دادند او صحبتش را کامل مطرح کند. بار دیگر مشکلاتش گفته شد و بار دیگر با احترام پاسخ شنید.
این تمام ماجرا بود نه بیاحترامی صورت گرفت و نه برخوردی که امروز با یک برش چندثانیهای در حال القای آن هستند.
همیشه گفتهاند وجدان بزرگترین قاضی است. ای کاش رسانهای که این کلیپ را تهیه و منتشر کردتمام گفتوگو را منتشر میکرد تا مخاطب خودش قضاوت کند.
اما نکتهای جدا از این کلیپ وجود دارد که نمیتوان از آن گذشت.
این روزها برخی رسانهها که در نقد برخی مسئولان ارشد مواضع مشخصی دارند ترجیح دادهاند خودشان مستقیماً وارد میدان نشوند و به جای آن با تولید یا برجستهسازی خوراک رسانهای زمینه را برای حمله دیگر رسانهها و صفحات مجازی به معاون اجرایی رئیسجمهور و حتی استاندار فراهم کنند.
این شیوه برای اهالی رسانه ناشناخته نیست، اینکه خودت نباشی اما سوژه را آماده کنی تا دیگران عملیات رسانهای را ادامه دهند.
در عین حال برخی ممکن است بگویند چرا یک خبرنگار باید علیه همکار رسانهای خود موضع بگیرد. اما سؤال اصلی این است: مگر نقد فقط محدود به مسئولان است؟ در کشورهای توسعهیافته اگر رسانهای روایت ناقص یا خلاف واقع منتشر کند وظیفه رسانههای دیگر است که حقیقت را بیان کنند نه برای تخریب بلکه برای اصلاح روایت و دفاع از حقیقت. رسانه اگر حقیقت را نگوید همانجا وظیفه رسانهای دیگر آغاز میشود.
و نکته مهمتر این است که همانگونه که رئیسجمهور با صراحت بر پرهیز از وعدههای غیرقابل تحقق تأکید دارد معاون اجرایی نیز در همین مسیر حرکت میکند صداقت در گفتار یعنی پرهیز از قولهایی که امکان اجرا ندارند حتی اگر به مذاق برخی خوش نیاید. مسئولیتپذیری یعنی همین: نه گفتن به وعدههای غیرعملی حتی در اوج فشار افکار عمومی.
و در پایان فقط یک جمله؛ طی این دو روز آنچه من به عنوان خبرنگار حاضر در برنامهها مشاهده کردم رضایت معاون اجرایی رئیسجمهور از عملکرد استاندار ایلام بود. واقعیتی که با چند برش تصویری و چند موج رسانهای تغییر نمیکند.
حقیقت شاید دیرتر شنیده شود اما ماندگارتر از هر روایت تقطیعشدهای است قضاوت با شما




ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0