واکاوی یک خیانت فرهنگی
سالها پیش، دشمنان این مرز و بوم با طرح «تهاجم فرهنگی» و با تکیه بر رسانههایی چون فارسیوان و جمتیوی، حیا و حجب خانوادههای ایرانی را هدف گرفتند. آنها با نمایش زندگیهای لاکچری و توهمآمیز، شکافی عمیق میان بخشی از نسل جوان و واقعیتهای جامعه ایجاد کردند. این دقیقاً همان نقشهای بود که نتانیاهو در سال ۲۰۰۲ وعدهاش را داده بود. متأسفانه بیسوادی رسانهای برخی مدیران داخلی، بهترین فرصت را برای پیشبرد این طرح صهیونیستی فراهم کرد. تکقطبی شدن رسانه ملی و ناتوانی در جذب سلیقههای مختلف، جاده را برای جولان رسانههایی همچون اینترنشنال صاف کرد تا با وارونهنمایی، دشمن را دوست و دوست را دشمن جلوه دهند.
سوال اساسی اینجاست: در تمام این سالها برای هویت ملی و تمدن هفتهزارساله ایران چه کردید؟ چرا پس از سالها، هنوز آخرین افتخار سریالسازی تاریخی ما باید «یوسف پیامبر» باشد؟ چرا از تاریخ باشکوه این سرزمین، حتی هفت فیلم شایسته ساخته نشده است؟ در حالی که کشورهای همسایه با ساخت سریالهایی نظیر «بیداری سلجوقیان»، تاریخ خود را به رخ میکشند، مدیران ما از تاریخ و تمدن خود فرار کردهاند. این خلاء فرهنگی باعث شد تا یهود و صهیونیسم بینالملل، خود را در سینما و رسانه به عنوان ناجی جهان معرفی کنند.
اگر لجاجتهای سلیقهای و رفتارهای جناحی در رسانه ملی نبود، شاید حوادث تلخی همچون ۱۸ دی ماه رقم نمیخورد؛ حوادثی که خسارات مالی و جانی سنگینی بر پیکره نظام و کشور وارد کرد. رهبر شهیدمان با درک عمیق از این توطئه، بارها هشدار دادند که ما در میانه یک «جنگ نرم» تمامعیار هستیم. غفلت مسئولان فرهنگی و مجازی نه تنها باعث کاهش حمایت مردمی شد، بلکه دشمن را در دستاندازی به خاک و امنیت ما جریتر کرد.
امروز که به لطف پروردگار و ایثار نیروهای مسلح، اقتدار نظامی ما در عملیاتهایی همچون «وعده صادق» لرزه بر اندام دشمن انداخته است، نباید اجازه داد ضعف رسانهای، این پیروزیها را در نظر مردم کمرنگ کند. لعنت بر کسانی که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی کردند و با بیتدبیری، اعتماد مردم را نشانه رفتند. وقت آن است که رسانه ملی از پیلهی خودساخته خارج شود و به جای دفع مخاطب، به آغوش ملت و تمدن اصیل ایرانی بازگردد.
.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0