تغییر مدیران فعلی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ضرورتی فوری است
در این بیانیه فهرست نسبتا کاملی از مشکلات کانون ارائه شده است، از جمله در این فراز از بیانیه:
این سالها با انتصاب مدیران ناآشنا با فرهنگ، هنر و ادبیات کودک و نوجوان، هدف، وظایف اصلی و جایگاه و پیشینهی کانون پرورش فکری و غلبهی گرایشهای حزبی و سیاسی یا سلیقههای شخصی، نفسهای این نهاد ارزشمند و پرتوان به شماره افتاده است. حالت تعطیل یا نیمهتعطیلی بسیاری از کتابخانههای(مراکز) کانون و فعالیتهای پژوهشی آن؛ انتقال، بازنشستگی زودهنگام و تعدیل بسیاری از کارشناسان و مربیان مجرب و کارآمد، ناکارآمدی انتشارات و نیمهجان شدن جشنوارهها، جذب افراد بدون سنخیت با کانون و کار با کودکان، تعطیلی بسیاری از برنامههای پرمخاطب، رواج فعالیتهای غیرمرتبط با ماهیت این نهاد، عدم پویایی و قطع ارتباط با خالقان آثار ادبی و هنری، بیانگیزگی و دلمردگی مربیان و…، زنگ خطر اضمحلال و بیاثر شدن این نهاد بزرگ، پراهمیت و دیرین را به صدا درآورده است.
با این حال به نظرم نکتهی مهمتری نیز وجود دارد و آن حصر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در نهاد آموزش رسمی است.
گرفتاریهای کانون از وقتی شروع شد که از یک نهاد مستقل که از طرف بالاترین سطوح مدیریتی پشتیبانی میشد به بخشی در آموزش و پرورش تقلیل یافت.
کانون تا وقتی به عنوان زائدهای در آموزش و پرورش رسمی باشد، مسائل و مشکلاتش اولا ذیل مسایل ریشهدار نظام آموزشی و در سایهی آن قرار میگیرد و دوم این که کارکردش نیز به کارکرد آموزش و پرورش رسمی تقلیل مییابد.
تغییر مدیران فعلی در هر حال ضرورتی فوری است، اما راه حل اساسی در استقلال کانون از آموزش و پرورش و ارتقای جایگاه آن است.
این موضوع از این جهت، ضرورت دارد که رابطه نسل جدید با ایران دچار اختلال است و کانون میتواند با مشارکت دادن این نسل در ساختن آثار و صدا دادن به آنان و سهیم کردنشان این اختلال را بهبود بخشد.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0